بی قراری

 

(انوری)

  •  نداشتن قرار و آرامش، بی‌طاقتی

هرگز ندیده بودم که شکوه کنم ما اطرافیانش خیلی بیشتر بی‌قراری داشتیم با درد خو گرفته بود.(اسلامی ندوشن)

  • اضطراب

کردند ز روی بی‌قراری/ بر خود به هزار گونه زاری (نظامی)

 

(دهخدا)

  • بی ثباتی، حالت و کیفیت بی‌قرار، ناپایداری

 در یک اتاق کوچک مدام راه می‌رفت، از بس دلش بی‌قرار بود.

  •  بی آرامی

چون است حال بستان ای باد نوبهاری/ که از بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری. (سعدی)

  •  وحشت و اضطراب

در لحظه وقوع زلزله بی‌قراری تمام وجود مردم را فراگرفت.

 

فایل های مرتبط


هیچ فایلی افزوده نشده است

نظرات مطلب (0)


برای ارسال نظر و فایل باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید

هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است

جستجو